الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
412
الغدير ( فارسى )
محمد سرور رسولان است و على سرور مؤمنان . « 1 » انس گويد : مردى برخاست و عرض كرد : اى رسول خدا ! كيست كه على را بعد از اين دشمن بدارد ؟ فرمود : اى برادر انصارى ! از قريش جز زنازادگان ، از انصار مدينه جز يهودان ، از عرب جز بىپدران ، و از ساير مردم جز بدكاران على را دشمن ندارند . اين حديث را سيوطى به خاطر اينكه در سندش اسماعيل بن موسى فزارى ياد شده ، ضعيف شمرده است ، اما ابن حبّان در زمرهء ثقاتش شناخته و مطين راستگويش دانسته است و نسائى گويد : عيبى بر او نيست ، و از ابو داود حكايت شده كه مردى راستگو است . بخارى در كتاب خلق افعال العباد از او روايت كرده و همچنين ابو داود ، ترمذى ، ابن ماجه ، ابن خزيمه ، ساجى ، ابو يعلى و جز آنان از او روايت كردهاند و بر او خرده نگرفتهاند . آرى ، جرمش اين بود كه شيعهاى علوىمذهب است . 8 - ابو بكر صديق گويد : رسول خدا را در زير خيمهاى مشاهده كردم كه بر كمان عربى تكيه كرده بود و على ، فاطمه ، حسن و حسين در حضور اويند . رسول خدا فرمود : اى گروه مسلمانان ! من در صلح و صفايم با هركس كه با اين خيمگيان در صلح و صفا باشد ، و در جنگ و ستيزم با هركس كه دشمن خونخواهشان باشد آرى ، من دوستم با هركه دوستشان دارد ، البته ، دوست نمىدارد ايشان را جز خوشبخت پاكنژاد و دشمن نمىدارد آنان را جز بدبخت بدگهر . « 2 » 9 - ابو مريم انصارى از على عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : كافر و زنازاده مرا دوست نگيرد . « 3 » 10 - ابن عدى ، بيهقى ، ابو الشيخ و ديلمى از رسول خدا آوردهاند كه فرمود : آن كس كه عترت مرا ، انصار مرا و عرب را نشناسد ، يكى از اين سه طايفه خواهد بود : يا منافق است ، يا زنازاده و يا در حال ناپاكى مادر ، نطفهاش منعقد گشته است . « 4 »
--> ( 1 ) . در كتاب فرائد السمطين حمويى « سرور اوصيا » آمده است . ( 2 ) . الرياض النضرة ، حافظ محب الدين طبرى : 2 / 189 . ( 3 ) . شرح ابن ابى الحديد : 1 / 373 . ( 4 ) . الصواعق ، ابن حجر 103 ، 139 ؛ الفصول المهمة 11 ؛ الشرف المؤبد 103 كه در آن كلمهء عرب نيامده است .